خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیرات عشق بر خود میگوید و از غم و اندوه ناشی از این عشق شکایت میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند فداکاری، رنج عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و استعارههای به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۱۱۹ - ز عشق اگر چه به هر گوشه داستانی هست
ز عشق اگر چه به هر گوشه داستانی هست
سری چنین نه همانا بر آستانی هست ۱
بیا، که با گل رویت فراغتی دارم
ز هر گلی که به باغی و بوستانی هست ۲
اگر بخوان تو از لاغری نه در خوردیم
هم از برای سگان تو استخوانی هست ۳
بگوی تا: نزند تیر غمزه جز بر ما
چو ابروی تو کسی را اگر کمانی هست ۴
حدیث تلخ بهل، بعد ازین به شمشیرم
بیزمای، اگرت رای امتحانی هست ۵
کسی که وصل ترا میکند دو کون بها
خبر نداشت که بالای او دکانی هست ۶
خبر مکن بکس، ای مدعی، ازو، که هنوز
رخش تمام ندیدی، گرت زیانی هست ۷
گر آه و ناله کند اوحدی شگفت مدار
هم آتشی زده باشند کش دخانی هست ۸
سری چنین نه همانا بر آستانی هست ۱
بیا، که با گل رویت فراغتی دارم
ز هر گلی که به باغی و بوستانی هست ۲
اگر بخوان تو از لاغری نه در خوردیم
هم از برای سگان تو استخوانی هست ۳
بگوی تا: نزند تیر غمزه جز بر ما
چو ابروی تو کسی را اگر کمانی هست ۴
حدیث تلخ بهل، بعد ازین به شمشیرم
بیزمای، اگرت رای امتحانی هست ۵
کسی که وصل ترا میکند دو کون بها
خبر نداشت که بالای او دکانی هست ۶
خبر مکن بکس، ای مدعی، ازو، که هنوز
رخش تمام ندیدی، گرت زیانی هست ۷
گر آه و ناله کند اوحدی شگفت مدار
هم آتشی زده باشند کش دخانی هست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸ - ماه کشمیری رخ من، از ستمکاری که هست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰ - هر کرا با تو نه پیوندی و پیمانی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.