خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و شیفتگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از سر بلندی و افتخار خود به دلیل عشق به معشوق سخن میگوید و احساسات گرم و پر شور خود را نسبت به او توصیف میکند. او از این که تمام وجودش سرشار از عشق و سودای معشوق است، سخن میگوید و خود را همچون مجنون، شیفته و اسیر زلف معشوق میداند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی داشته باشد.
غزل ۱۱۴ - مرا سر بلندی ز سودای اوست
مرا سر بلندی ز سودای اوست
سری دوست دارم که در پای اوست ۱
مزاج دلم گرم از آن میشود
که بر مهر روی دلارای اوست ۲
مرا زیبد ار لاف شاهی زنم
که در سینه گنج تمنای اوست ۳
نیابی در اجزای من درهای
که آن ذره خالی ز سودای اوست ۴
سرم جای شور و تنم جای شوق
لبم جای ذکر و دلم جای اوست ۵
که نزدیک لیلی خبر میبرد؟
که: مجنون آشفته شیدای اوست ۶
دل اوحدی کی برآید ز بند؟
که در بند زلف سمن سای اوست ۷
سری دوست دارم که در پای اوست ۱
مزاج دلم گرم از آن میشود
که بر مهر روی دلارای اوست ۲
مرا زیبد ار لاف شاهی زنم
که در سینه گنج تمنای اوست ۳
نیابی در اجزای من درهای
که آن ذره خالی ز سودای اوست ۴
سرم جای شور و تنم جای شوق
لبم جای ذکر و دلم جای اوست ۵
که نزدیک لیلی خبر میبرد؟
که: مجنون آشفته شیدای اوست ۶
دل اوحدی کی برآید ز بند؟
که در بند زلف سمن سای اوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.