خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود سخن میگوید و از نسیم صبح میپرسد که یارش کجاست. او از بیخوابی و نگرانی خود میگوید و از دوستانش میخواهد که به او کمک کنند. شاعر آرزو میکند که بتواند حال خود را به یارش برساند و از او کمک بگیرد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر و قابل فهمتر باشد.
غزل ۸۶ - ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟
ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟
غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟ ۱
وقت کارست، ای نسیم، از کار او
گر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟ ۲
خواب در چشمم نمیآید به شب
آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟ ۳
بر در او از برای دیدنی
بارها رفتم، ولی بارم کجاست؟ ۴
دوست گفت: آشفته گرد و زار باش
دوستان آشفته و زارم، کجاست؟ ۵
نیستم آسوده از کارش دمی
یارب، آن، آسوده از کارم کجاست؟ ۶
تا به گوش او رسانم حال خویش
نالههای اوحدیوارم کجاست؟ ۷
غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟ ۱
وقت کارست، ای نسیم، از کار او
گر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟ ۲
خواب در چشمم نمیآید به شب
آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟ ۳
بر در او از برای دیدنی
بارها رفتم، ولی بارم کجاست؟ ۴
دوست گفت: آشفته گرد و زار باش
دوستان آشفته و زارم، کجاست؟ ۵
نیستم آسوده از کارش دمی
یارب، آن، آسوده از کارم کجاست؟ ۶
تا به گوش او رسانم حال خویش
نالههای اوحدیوارم کجاست؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵ - یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.