خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از حالت مستی و عشق سخن می‌گوید و به دنبال ساقی و ساغر می‌گردد. او از تضاد بین زهد و عشق می‌گوید و به نقد جامعه و محتسبان می‌پردازد. شاعر همچنین به زیبایی و مستی به عنوان مفاهیمی متضاد با زهد نگاه می‌کند و از این مفاهیم برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و نوشیدن شراب ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۴ - باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟

باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟
تشنگان عشق را آن آب چون آذر کجاست؟ ۱

همچو چشم خویش ساقی مست می‌دارد مرا
ما کجاییم، ای مسلمانان، و آن کافر کجاست؟ ۲

آن چنان خواهم درین مجلس ز مستی خویش را
کز خرابی باز نشناسم که: راه در کجاست؟ ۳

خلق می‌گویند: زهد و عشق با هم راست نیست
ما به ترک زهد گفتیم، این حکایت بر کجاست؟ ۴

ای که گفتی: از سر و سامان بیندیش و منوش
باده، بادست این سخن، سامان چه باشد؟ سر کجاست؟ ۵

محتسب بر گاو مستان را فضیحت می‌کند
ما به مستی خود فضیحت گشته‌ایم، آن خر کجاست؟ ۶

این مسلم، اوحدی، گر باده گفتی شد حرام
این که روی خوب دیدن شد حرام اندر کجاست؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳ - مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.