خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و از نبودن معشوق و رنج‌های عاشقی شکایت می‌کند. او از بی‌توجهی معشوق و دردهای عشق نافرجام می‌نالد و آرزو می‌کند که معشوق به او توجه کند. شاعر همچنین از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و اطرافیان سخن می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۳ - نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرآزارت؟

نیامد وقت آن کز من بخواهی عذر آزارت؟
دلم را شربتی سازی ز لعل چاشنی دارت؟ ۱

دل از دستم برون بردی که با ما سر در آری تو
به ما سر در نیاوردی و سرها رفت در کارت ۲

گمان بردم که می‌جوید دلت وصل مرا، لیکن
مرا کمتر بجویی تو، که می‌جویند بسیارت ۳

هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی
اگر دانم که فردا من نخواهم دید دیدارت ۴

سرم را می‌کنی پر شور و بر دل می‌نهی منت
دلم را می‌کشی در خون و بر جان می‌نهم بارت ۵

ز روی راستی با تو ندارد سرو مانندی
که گر در بوستان آیی، بمیرد پیش رخسارت ۶

گل وصلی به دستم چون نمی‌آید چه بودی ار
کسی بودی که برکندی ز پای اوحدی خارت؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۲ - گرچه صد بارم برانند از برت
گوهر بعدی:غزل ۷۴ - ای ز لعلت قیمت یاقوت پست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.