خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن به موضوع عرفان و سلوک معنوی می‌پردازد و از خواننده می‌خواهد برای رسیدن به حقیقت و نجات، از تعلقات دنیوی دست بکشد و به سادگی و صداقت روی آورد. شاعر تأکید می‌کند که تنها با ترک دنیا و پیروی از راه یقین و نور الهی می‌توان به حیات حقیقی دست یافت.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم خاص عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۲ - تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات

تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
در سیاهی شو، اگر می‌طلبی آب حیات ۱

موی بتراش و کفن ساز تنت را از موی
تا درین عرصه نگردی تو بهر مویی مات ۲

به یلک هر دو جهان را یله کن، تا چو یلان
نام مردیت برآید ز میان عرصات ۳

کفش و دستار بینداز و تهی کن سر و پای
تا چو ایشان همه تن گردی اندر حرکات ۴

این گروهند همه ترک عرض کرده و باز
همچو جوهر شده از نور یقین زنده به ذات ۵

زندگی گر صفت روز و شب ایشانست
زندگان دگر، انصاف، رمیم‌اند و رفات ۶

نیست جز صدق دلیل ره ایشان به خدای
گر کسی را به ازین هست دلیلی، قل: هات ۷

اوحدی، رو مددی جوی ز خاک درشان
تا گرفتار نگردی به هوا چون ذرات ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱ - اشک ما آبیست روشن در هوات
گوهر بعدی:غزل ۶۳ - حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.