خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از رنجهای زندگی و ناملایمات روزگار سخن میگوید و از ساقی میخواهد تا جام شراب بیاورد تا بتواند با نوشیدن آن، غمها را فراموش کند و در آسمان فریاد بزند. او از عشق و مستی سخن میگوید و از عقل و هوش میخواهد که امشب او را رها کند. شاعر همچنین از دل و دیده میخواهد که امشب استراحت نکنند و تلاش کنند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۵۷ - پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
که من به کام رسم زان لب چو نوش امشب ۱
کشیدهایم بسیبار چرخ، وقت آمد
که چرخ غاشیهٔ ما کشد به دوش امشب ۲
بیار، ساقی، از آن جام راوقی، تا من
در افگنم به رواق فلک خروش امشب ۳
خیال خوب مبند، ای دل امشبی و مخسب
تو نیز جهد کن، ای دیده و بکوش امشب ۴
ز خانقاه دلم سیر شد، برای خدای
مرا مبر ز سرکوی میفروش امشب ۵
شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق
ز من مدار توقع به عقل و هوش امشب ۶
به ترک نام کن، ای اوحدی وخرمن ننگ
بیار باده و بنشین و باده نوش امشب ۷
که من به کام رسم زان لب چو نوش امشب ۱
کشیدهایم بسیبار چرخ، وقت آمد
که چرخ غاشیهٔ ما کشد به دوش امشب ۲
بیار، ساقی، از آن جام راوقی، تا من
در افگنم به رواق فلک خروش امشب ۳
خیال خوب مبند، ای دل امشبی و مخسب
تو نیز جهد کن، ای دیده و بکوش امشب ۴
ز خانقاه دلم سیر شد، برای خدای
مرا مبر ز سرکوی میفروش امشب ۵
شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق
ز من مدار توقع به عقل و هوش امشب ۶
به ترک نام کن، ای اوحدی وخرمن ننگ
بیار باده و بنشین و باده نوش امشب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶ - بت خورشید رخ من به گذارست امشب
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.