خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از درد هجران و عشق نافرجام شکوه میکند. او از ناتوانی خود در بیان احساساتش و از بیتوجهی معشوق به نالههایش گلایه میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای نوجوانان کمتجربه دشوار باشد.
غزل ۴۴ - حلوای نباتست لبت، پسته دهانا
حلوای نباتست لبت، پسته دهانا
در باغ گلی نیست به رخسار تو مانا ۱
زیر لبت ازوسمه نقطهاست، چه روشن؟
گرد رخت از مشک زقمهاست چه خوانا؟ ۲
گفتم: نتوانی دل شهری بربودن
نی، چون نتوانی، که شگرفی و توانا؟ ۳
بس گوشه نشینی که ز هجر تو بنالد
این ناله به گوشت نرسیدست همانا ۴
مردم نه عجب صورت عشقم که بدانند
بیعشق نشستن عجب از مردم دانا ۵
هر لحظه زبان فاش کند سر دل من
پیوسته ز دست تو برنجیم، زبانا ۶
دلسوختهٔ عشق تو گردید به صد جان
غافل مشو از اوحدی سوخته، جانا ۷
در باغ گلی نیست به رخسار تو مانا ۱
زیر لبت ازوسمه نقطهاست، چه روشن؟
گرد رخت از مشک زقمهاست چه خوانا؟ ۲
گفتم: نتوانی دل شهری بربودن
نی، چون نتوانی، که شگرفی و توانا؟ ۳
بس گوشه نشینی که ز هجر تو بنالد
این ناله به گوشت نرسیدست همانا ۴
مردم نه عجب صورت عشقم که بدانند
بیعشق نشستن عجب از مردم دانا ۵
هر لحظه زبان فاش کند سر دل من
پیوسته ز دست تو برنجیم، زبانا ۶
دلسوختهٔ عشق تو گردید به صد جان
غافل مشو از اوحدی سوخته، جانا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳ - پرده بر انداخت ز رخ یار نهان گشتهٔ ما
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - ای نرگس تو فتنه و در فتنه خوابها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.