خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عشق و هجران است. شاعر از دوری معشوق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و از بیوفایی دیگران و وفاداری خود به معشوق یاد میکند. او از ظلمت شب هجران و آرزوی وصال میگوید و از معشوق میخواهد که به یاد او باشد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵ - نه هفتهایست، نه ماهی، که رفتهای زبر ما
نه هفتهایست، نه ماهی، که رفتهای زبر ما
نهفته نیست کزین غم چه دیده چشم تر ما ۱
زمان ما به سر آورد درد عشق تو، جانا
هنوز تا غم هجران چه آورد به سر ما؟ ۲
بدان کمر نرسد دست من، ولی برساند
محبت تو سرشک دو دیده بر کمر ما ۳
لبت که از همه گیتی پسند ماست، نگه کن
که راحت همه گشت و جراحت جگر ما ۴
ز ظلمت شب هجران به زحمتیم، چه بودی
کز آسمان وصالی بتافتی قمر ما؟ ۵
ز روی خوب شکیبم نبود و صورت خوبان
تو از تامل ایشان بدوختی نظر ما ۶
نمودهای که: چو غایب شوند مهر نماند
بیا، که مهر تو غایب نمیشود زبر ما ۷
ستم ببین تو که: دیگر ز گفت و گوی رقیبان
بر آستان تو ممکن نمیشود گذر ما ۸
عجب که یاد نکردی ز اوحدی و نگفتی
که: چیست حال دل این غریب پی سپرما؟ ۹
نهفته نیست کزین غم چه دیده چشم تر ما ۱
زمان ما به سر آورد درد عشق تو، جانا
هنوز تا غم هجران چه آورد به سر ما؟ ۲
بدان کمر نرسد دست من، ولی برساند
محبت تو سرشک دو دیده بر کمر ما ۳
لبت که از همه گیتی پسند ماست، نگه کن
که راحت همه گشت و جراحت جگر ما ۴
ز ظلمت شب هجران به زحمتیم، چه بودی
کز آسمان وصالی بتافتی قمر ما؟ ۵
ز روی خوب شکیبم نبود و صورت خوبان
تو از تامل ایشان بدوختی نظر ما ۶
نمودهای که: چو غایب شوند مهر نماند
بیا، که مهر تو غایب نمیشود زبر ما ۷
ستم ببین تو که: دیگر ز گفت و گوی رقیبان
بر آستان تو ممکن نمیشود گذر ما ۸
عجب که یاد نکردی ز اوحدی و نگفتی
که: چیست حال دل این غریب پی سپرما؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴ - دراز شد سفر یار دور گشتهٔ ما
گوهر بعدی:غزل ۳۶ - ای چراغ چشم توفان بار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.