هوش مصنوعی:
اردشیر، پسر ساسان، و خواهرش همای (چهرزاد) فرزندان شاه بهمن هستند. بهمن قبل از مرگ، تاج و تخت خود را به همای سپرد و او را ولیعهد خود قرار داد. ساسان از این تصمیم ناراحت شد و به شهر نشاپور رفت. او در آنجا با زنی از نژاد بزرگان ازدواج کرد و پسری به نام ساسان به دنیا آورد. ساسان در فقر بزرگ شد و به چوپانی مشغول شد. پس از مرگ بهمن، همای بر تخت سلطنت نشست.
رده سنی:
16+
این متن از شاهنامه فردوسی است و دارای مفاهیم تاریخی و ادبی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به دانش پایهای از ادبیات فارسی و تاریخ ایران دارد. همچنین، برخی از مفاهیم و واژگان ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
بخش ۵ - پسر بد مر او را یکی همچو شیر
پسر بد مر او را یکی همچو شیر
که ساسان همی خواندی اردشیر ۱
دگر دختری داشت نامش همای
هنرمند و بادانش و نیکرای ۲
همی خواندندی ورا چهرزاد
ز گیتی به دیدار او بود شاد ۳
پدر درپذیرفتش از نیکوی
بران دین که خوانی همی پهلوی ۴
همای دلافروز تابنده ماه
چنان بد که آبستن آمد ز شاه ۵
چو شش ماه شد پر ز تیمار شد
چو بهمن چنان دید بیمار شد ۶
چو از درد شاه اندرآمد ز پای
بفرمود تا پیش او شد همای ۷
بزرگان و نیکاختران را بخواند
به تخت گرانمایگان بر نشاند ۸
چنین گفت کاین پاکتن چهرزاد
به گیتی فراوان نبودست شاد ۹
سپردم بدو تاج و تخت بلند
همان لشکر و گنج با ارجمند ۱۰
ولی عهد من او بود در جهان
همانکس کزو زاید اندر نهان ۱۱
اگر دختر آید برش گر پسر
ورا باشد این تاج و تخت پدر ۱۲
چو ساسان شنید این سخن خیره شد
ز گفتار بهمن دلش تیره شد ۱۳
بدو روز و دو شب بسان پلنگ
ز ایران به مرزی دگر شد ز ننگ ۱۴
دمان سوی شهر نشاپور شد
پر آزار بد از پدر دور شد ۱۵
زنی را ز تخم بزرگان بخواست
بپرورد و با جان و دل داشت راست ۱۶
نژادش به گیتی کسی را نگفت
همی داشت آن راستی در نهفت ۱۷
زن پاکتن خوب فرزند زاد
ز ساسان پرمایه بهمن نژاد ۱۸
پدر نام ساسانش کرد آن زمان
مر او را به زودی سرآمد زمان ۱۹
چو کودک ز خردی به مردی رسید
دران خانه جز بینوایی ندید ۲۰
ز شاه نشاپور بستد گله
که بودی به کوه و به هامون یله ۲۱
همی بود یکچند چوپان شاه
به کوه و بیابان و آرامگاه ۲۲
کنون بازگردم به کار همای
پس از مرگ بهمن که بگرفت جای ۲۳
که ساسان همی خواندی اردشیر ۱
دگر دختری داشت نامش همای
هنرمند و بادانش و نیکرای ۲
همی خواندندی ورا چهرزاد
ز گیتی به دیدار او بود شاد ۳
پدر درپذیرفتش از نیکوی
بران دین که خوانی همی پهلوی ۴
همای دلافروز تابنده ماه
چنان بد که آبستن آمد ز شاه ۵
چو شش ماه شد پر ز تیمار شد
چو بهمن چنان دید بیمار شد ۶
چو از درد شاه اندرآمد ز پای
بفرمود تا پیش او شد همای ۷
بزرگان و نیکاختران را بخواند
به تخت گرانمایگان بر نشاند ۸
چنین گفت کاین پاکتن چهرزاد
به گیتی فراوان نبودست شاد ۹
سپردم بدو تاج و تخت بلند
همان لشکر و گنج با ارجمند ۱۰
ولی عهد من او بود در جهان
همانکس کزو زاید اندر نهان ۱۱
اگر دختر آید برش گر پسر
ورا باشد این تاج و تخت پدر ۱۲
چو ساسان شنید این سخن خیره شد
ز گفتار بهمن دلش تیره شد ۱۳
بدو روز و دو شب بسان پلنگ
ز ایران به مرزی دگر شد ز ننگ ۱۴
دمان سوی شهر نشاپور شد
پر آزار بد از پدر دور شد ۱۵
زنی را ز تخم بزرگان بخواست
بپرورد و با جان و دل داشت راست ۱۶
نژادش به گیتی کسی را نگفت
همی داشت آن راستی در نهفت ۱۷
زن پاکتن خوب فرزند زاد
ز ساسان پرمایه بهمن نژاد ۱۸
پدر نام ساسانش کرد آن زمان
مر او را به زودی سرآمد زمان ۱۹
چو کودک ز خردی به مردی رسید
دران خانه جز بینوایی ندید ۲۰
ز شاه نشاپور بستد گله
که بودی به کوه و به هامون یله ۲۱
همی بود یکچند چوپان شاه
به کوه و بیابان و آرامگاه ۲۲
کنون بازگردم به کار همای
پس از مرگ بهمن که بگرفت جای ۲۳
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۳
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴ - گامی پشوتن که دستور بود
بعدی:پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.