خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ستایش و بزرگداشت شخصیتی برجسته میپردازد که نقش مهمی در عمارت عالم و اداره امور جهان دارد. شخصیت مورد نظر به عنوان مفتی و رهبری دانا توصیف شده که بدون نیاز به وحی، قادر به تشخیص و هدایت امور است. همچنین، متن به مقایسهای بین گوهرهای نفیس و شخصیتهای برجسته مانند محمد و علی اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
قصیده ۱۸۳ - زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
علو قدر تو برهان آسمان دعوی ۱
به اهتمام تو دایم عمارت عالم
ز التفات تو خارج عداوت دنیی ۲
تویی که مفتی کلک تو در شریعت ملک
به امر و نهی امور جهان دهد فتوی ۳
تویی که منهی رای تو بیوسیلت وحی
ز گرم و سرد نهان قضا کند انهی ۴
سپهر گفت به جاه از زمانه افزونی
به صدهزار زبان هم زمانه گفت آری ۵
چو کان عریق بود گوهرش نفیس آید
شناسد آنکه تامل کند در این معنی ۶
کدام گوهر و کان عریقتر که بود
گهر محمد مسعود و کان علی یحیی ۷
علو قدر تو برهان آسمان دعوی ۱
به اهتمام تو دایم عمارت عالم
ز التفات تو خارج عداوت دنیی ۲
تویی که مفتی کلک تو در شریعت ملک
به امر و نهی امور جهان دهد فتوی ۳
تویی که منهی رای تو بیوسیلت وحی
ز گرم و سرد نهان قضا کند انهی ۴
سپهر گفت به جاه از زمانه افزونی
به صدهزار زبان هم زمانه گفت آری ۵
چو کان عریق بود گوهرش نفیس آید
شناسد آنکه تامل کند در این معنی ۶
کدام گوهر و کان عریقتر که بود
گهر محمد مسعود و کان علی یحیی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح سیدالسادات جعفر علوی
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.