خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از دلبستگی شدید خود به معشوق و رنجهایی که در این راه متحمل شده، سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که از سرزنش و آزار او دست بردارد و به جای آن، با مهربانی و گذشت رفتار کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۱۴ - دوستا گر دوستی گر دشمنی
دوستا گر دوستی گر دشمنی
جان شیرین و جهان روشنی ۱
در سر کار تو کردم دین و دل
انده جانست وان در میزنی ۲
برنیارم سر گرم در سرزنش
ساعتی صد بار در پای افکنی ۳
تا همی دانی که در کار توام
رغم را پیوسته در خون منی ۴
چند گویی خونت اندر گردنت
بس به سر بیرون مشو گر کردنی ۵
با منت چندین چه باید کارزار
چون مصاف من ببوسی بشکنی ۶
چون فلک با انوری توسن نگشت
مردمی کن درگذر زین توسنی ۷
جان شیرین و جهان روشنی ۱
در سر کار تو کردم دین و دل
انده جانست وان در میزنی ۲
برنیارم سر گرم در سرزنش
ساعتی صد بار در پای افکنی ۳
تا همی دانی که در کار توام
رغم را پیوسته در خون منی ۴
چند گویی خونت اندر گردنت
بس به سر بیرون مشو گر کردنی ۵
با منت چندین چه باید کارزار
چون مصاف من ببوسی بشکنی ۶
چون فلک با انوری توسن نگشت
مردمی کن درگذر زین توسنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۳ - باز آهنگ بلایی میکنی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵ - در حسن قرین نوبهار آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.