خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از لحظات خوش امروز و حال خوب خود سخن میگوید و از دیگران میخواهد که قدحها را پر کنند و از نگرانی فردا دوری کنند. او به اهمیت لذت بردن از زمان حال و دوری از غم هجران اشاره میکند و تأکید میکند که تقدیر جهان بر اساس اعمال انسان تغییر نمیکند. در پایان، شاعر قدحی میخواهد تا به یاد بزرگی و عظمت مجدالدین زینالمعالی بنوشد.
این متن حاوی مفاهیم فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب (باده) ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۹۷ - مرا وقتی خوشست امروز و حالی
مرا وقتی خوشست امروز و حالی
قدحها پر کنید و حجره خالی ۱
که داند تا چه خواهد بود فردا
بزن رود و بیاور باده حالی ۲
رهی دلسوزتر از روز هجران
میی خوشتر ز شبهای وصالی ۳
ز طبع خود نخواهد گشت گردون
اگر زو شکر گویی یا بنالی ۴
قدح بر دست من نه تا بنوشم
به یاد مجد دین زینالمعالی ۵
قدحها پر کنید و حجره خالی ۱
که داند تا چه خواهد بود فردا
بزن رود و بیاور باده حالی ۲
رهی دلسوزتر از روز هجران
میی خوشتر ز شبهای وصالی ۳
ز طبع خود نخواهد گشت گردون
اگر زو شکر گویی یا بنالی ۴
قدح بر دست من نه تا بنوشم
به یاد مجد دین زینالمعالی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۶ - جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸ - گر جان و دل به دست غم تو ندادمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.