خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که تنها غم و تیمار او، غم و تیمار عشقش است. او امیدوار بوده که روزی عشقش او را خوشحال کند، اما عمرش به پایان رسیده و این آرزو برآورده نشده است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، غم و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، زبان و ساختار شعر کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۸۹ - ندارم جز غم تو غمگساری
ندارم جز غم تو غمگساری
نه جز تیمار تو تیمارداری ۱
مرا از تو غم تو یادگارست
از این بهتر چه باشد یادگاری ۲
بدان تا روزگارم خوش کنی تو
بر آن امید بودم روزگاری ۳
همه امید در وصل تو بستم
بهسر شد عمر و هم نگشاد کاری ۴
نه جز تیمار تو تیمارداری ۱
مرا از تو غم تو یادگارست
از این بهتر چه باشد یادگاری ۲
بدان تا روزگارم خوش کنی تو
بر آن امید بودم روزگاری ۳
همه امید در وصل تو بستم
بهسر شد عمر و هم نگشاد کاری ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۸ - یک دم به مراعات دلم گرم نداری
گوهر بعدی:غزل ۲۹۰ - ای کار غم تو غمگساری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.