خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که همچنان بیدل و گرفتار عشق معشوق است و از رنجها و نالههای خود در این راه میگوید. معشوق نیز از او میپرسد که حالش چگونه است و او پاسخ میدهد که همچنان بیدل و بییار است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۸۱ - بیدلم ای یار همچنان که تو دیدی
بیدلم ای یار همچنان که تو دیدی
دیده گهربار همچنان که تو دیدی ۱
در کف عشق تو جان ممتحن من
هست گرفتار همچنان که تو دیدی ۲
وز گل رخسارت ای نگار سمنبر
بهرهٔ من خار همچنان که تو دیدی ۳
کوژ چو چنگ تو همچو نالهٔ زیرست
نالهٔ من زار همچنان که تو دیدی ۴
پرسی و گویی چگونهای تو چه گویم
بیدل و بییار همچنان که تو دیدی ۵
دیده گهربار همچنان که تو دیدی ۱
در کف عشق تو جان ممتحن من
هست گرفتار همچنان که تو دیدی ۲
وز گل رخسارت ای نگار سمنبر
بهرهٔ من خار همچنان که تو دیدی ۳
کوژ چو چنگ تو همچو نالهٔ زیرست
نالهٔ من زار همچنان که تو دیدی ۴
پرسی و گویی چگونهای تو چه گویم
بیدل و بییار همچنان که تو دیدی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰ - یاد میدار کانچه بنمودی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲ - دلم بردی نگارا وارمیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.