خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش خداوند و توصیف زیباییها و لطافتهای آفرینش میپردازد. او از رحمت و لطف خداوند سخن میگوید و تأثیرات زیباییهای آفرینش را بر موجودات آسمانی و زمینی توصیف میکند. شاعر همچنین از عشق به خداوند و آرزوی نزدیکی به او سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۵۸ - ای ایزد از لطافت محضت بیافریده
ای ایزد از لطافت محضت بیافریده
واندر کنار رحمت و لطفت بپروریده ۱
لعلت به خنده توبهٔ کروبیان شکسته
جزعت به غمزه پردهٔ روحانیان دریده ۲
بر گلبن اهل چو تو یک شاخ ناشکفته
در بیشهٔ ازل چو تو یک مرغ ناپریده ۳
مشاطگان عالم علوی ز رشک خطت
حوران خلد را به هوس نیل برکشیده ۴
ای سایهٔ کمال تو بر شش جهت فتاده
واوازهٔ جمال تو در نه فلک شنیده ۵
ای از خیال روی تو اندر خیال هرکس
ماه دگر برآمده صبحی دگر دمیده ۶
در آرزوی سایهٔ قد تو هر سحرگه
فریاد خاک کوی تو بر آسمان رسیده ۷
ما را به رایگان بخر از ما و داغ برنه
ای درد و داغ عشق ترا ما به جان خریده ۸
واندر کنار رحمت و لطفت بپروریده ۱
لعلت به خنده توبهٔ کروبیان شکسته
جزعت به غمزه پردهٔ روحانیان دریده ۲
بر گلبن اهل چو تو یک شاخ ناشکفته
در بیشهٔ ازل چو تو یک مرغ ناپریده ۳
مشاطگان عالم علوی ز رشک خطت
حوران خلد را به هوس نیل برکشیده ۴
ای سایهٔ کمال تو بر شش جهت فتاده
واوازهٔ جمال تو در نه فلک شنیده ۵
ای از خیال روی تو اندر خیال هرکس
ماه دگر برآمده صبحی دگر دمیده ۶
در آرزوی سایهٔ قد تو هر سحرگه
فریاد خاک کوی تو بر آسمان رسیده ۷
ما را به رایگان بخر از ما و داغ برنه
ای درد و داغ عشق ترا ما به جان خریده ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - ای برده دل من و جفا کرده
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - ای رخت رشک آفتاب شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.