خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق خود سخن می‌گوید. او از زیبایی و جمال معشوق و عشق دلبندان به او یاد می‌کند، اما از هجران و وعده‌های بی‌پایان معشوق شکایت دارد. شاعر همچنین از رفتار بد معشوق و نبود نشانه‌های نیک در پیوندشان گلایه می‌کند و هجران را پاسخ معشوق به این غم‌ها می‌داند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و شکایت از رفتار معشوق نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۸ - ای بندهٔ روی تو خداوندان

ای بندهٔ روی تو خداوندان
دیوانهٔ زلف تو خردمندان ۱

بازار جمال روی خوبت را
آراسته رسته رسته دلبندان ۲

در هر پس در مجاوری داری
گریان و در انتظار دل خندان ۳

چندین چه کنی به وعده دربندم
ایام وفا نمی‌کند چندان ۴

گویی مشتاب تا که وقت آید
گر خواهی وگرنه از بن دندان ۵

از خوی بدت شکایتی دارم
کان نیست نشان نیک پیوندان ۶

هجرت به جواب آن پدید آمد
گفت اینت غم انوری سر و سندان ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۷ - درمان دل خود از که جویم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹ - عشق بر من سر نخواهد آمدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.