خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و علاقهی شدید خود به معشوق سخن میگوید و از رنجهای عشق و دوری شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که غمهایش را بفروشد و با وجود دردها، همچنان عاشق و وفادار است. شاعر همچنین از بیتوجهی معشوق به خود گلایه میکند و میگوید که تنها خدا و معشوق را دارد و از دیگران بیزار است.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
غزل ۲۰۸ - گر عزیزم بر تو گر خوارم
گر عزیزم بر تو گر خوارم
چه کنم دوستت همی دارم ۱
بر دلم گو غمت جهان بفروش
با چنین صد غمت خریدارم ۲
سایه بر کار من نمیفکنی
این چنین نور کی دهد کارم ۳
هیچ گل ناشکفته از وصلت
هجر تا کی نهد به جان خارم ۴
گویمت جان من بیازاری
ور تو جانم بری نیازارم ۵
خویشتن را بدین میار چو من
خویشتن را بدان نمیآرم ۶
گویی ار جز خدای دارم و تو
انوری از خدای بیزارم ۷
هم تو دانی که این چه دستانست
رو که شیرین همی کنی کارم ۸
چه کنم دوستت همی دارم ۱
بر دلم گو غمت جهان بفروش
با چنین صد غمت خریدارم ۲
سایه بر کار من نمیفکنی
این چنین نور کی دهد کارم ۳
هیچ گل ناشکفته از وصلت
هجر تا کی نهد به جان خارم ۴
گویمت جان من بیازاری
ور تو جانم بری نیازارم ۵
خویشتن را بدین میار چو من
خویشتن را بدان نمیآرم ۶
گویی ار جز خدای دارم و تو
انوری از خدای بیزارم ۷
هم تو دانی که این چه دستانست
رو که شیرین همی کنی کارم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷ - نگارا جز تو دلداری ندارم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹ - بیا تا ببینی که من بر چه کارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.