خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و رنجی که در زندگی خود تجربه میکند سخن میگوید. او از عمر و عیش خود ناراضی است و آرزوی لحظهای بیغم دارد. شاعر از دست غم خود رنج میبرد و حاصل جوانی خود را دامنی پر از آب و خون میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق و احساساتی مانند غم، رنج و نارضایتی از زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۶ - زیر بار غمی گرفتارم
زیر بار غمی گرفتارم
کاندرو دم زدن نمیآرم ۱
عمر و عیشم به رنج میگذرد
من از این عمر و عیش بیزارم ۲
در تمنای یک دمی بیغم
همه شب تا به روز بیدارم ۳
تا غمت میکشد گریبانم
دامنت چون ز دست بگذارم ۴
حاصل دولت جوانی خویش
دامنی پر ز آب و خون دارم ۵
کاندرو دم زدن نمیآرم ۱
عمر و عیشم به رنج میگذرد
من از این عمر و عیش بیزارم ۲
در تمنای یک دمی بیغم
همه شب تا به روز بیدارم ۳
تا غمت میکشد گریبانم
دامنت چون ز دست بگذارم ۴
حاصل دولت جوانی خویش
دامنی پر ز آب و خون دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵ - دل باز به عاشقی درافکندم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷ - هرچند به جای تو وفا دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.