خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و علاقهی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از جدایی و دوری از معشوق رنج میبرد و احساسات خود را با توصیفاتی مانند عشق زار، بیقراری و خمار غم بیان میکند. او از معشوق میخواهد که درد و غم او را درک کند و به او توجه نشان دهد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۸۴ - یعلمالله که دوستدار توام
یعلمالله که دوستدار توام
عاشق زار بیقرار توام ۱
بیتو ای جان و دیدهٔ روشن
چون سر زلف تابدار توام ۲
در سر من خمار انده تست
تا که بیروی چون نگار توام ۳
ارغوانم چو زعفران بیدرد
تا که بیچشم پر خمار توام ۴
هر شبی در کنار غم جستم
تا چرا دور از کنار توام ۵
یار درد و غمم مدار که من
آخر ای ماهروی یار توام ۶
عاشق زار بیقرار توام ۱
بیتو ای جان و دیدهٔ روشن
چون سر زلف تابدار توام ۲
در سر من خمار انده تست
تا که بیروی چون نگار توام ۳
ارغوانم چو زعفران بیدرد
تا که بیچشم پر خمار توام ۴
هر شبی در کنار غم جستم
تا چرا دور از کنار توام ۵
یار درد و غمم مدار که من
آخر ای ماهروی یار توام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - روی ندارم که روی از تو بتابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.