خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه درونی خود سخن میگوید و بیان میکند که دلش همواره همراه غم است و در عالم دل سردرگم شده است. او از آههای خونین و ماتم دلش میگوید و آرزو میکند که اگر مرحمت الهی شامل حالش شود، غمهایش فرو میریزد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۸ - کرا در شهر برگویم غم دل
کرا در شهر برگویم غم دل
که آید در دو عالم محرم دل ۱
دلی دارم همیشه همدم غم
غمی دارم همیشه همدم دل ۲
دل عالم نمیدانم یقین دان
از آن افتادهام در عالم دل ۳
دلی و صد هزاران آه خونین
ز حد بگذشت الحق ماتم دل ۴
کنار مرحمت ار باز گیری
به خرواران فرو ریزم غم دل ۵
که آید در دو عالم محرم دل ۱
دلی دارم همیشه همدم غم
غمی دارم همیشه همدم دل ۲
دل عالم نمیدانم یقین دان
از آن افتادهام در عالم دل ۳
دلی و صد هزاران آه خونین
ز حد بگذشت الحق ماتم دل ۴
کنار مرحمت ار باز گیری
به خرواران فرو ریزم غم دل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - به جان آمد مرا کار از دل خویش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹ - ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.