خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که عشق و هجران را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند عمق عشق و رنج هجران را درک کند و تنها معشوق است که میتواند این احساسات را درک کند. همچنین، شاعر به ناتوانی دیگران در همراهی با او در این مسیر عاشقانه اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۷۲ - چارهٔ عشق تو نداند کس
چارهٔ عشق تو نداند کس
نامهٔ وصل تو نخواند کس ۱
نقش هجران تو که مالد باز
تو توانی اگر تواند کس ۲
در رکابت فلک فرو ماند
همعنانی چگونه راند کس ۳
به غمی چون دل بنستانی
از تو انصاف چون ستاند کس ۴
از تو هرچم بتر به روی رسید
خود به روی کس این رساند کس ۵
هم برین دل اگر بخواهی ماند
تا نه بس در جهان نماند کس ۶
نامهٔ وصل تو نخواند کس ۱
نقش هجران تو که مالد باز
تو توانی اگر تواند کس ۲
در رکابت فلک فرو ماند
همعنانی چگونه راند کس ۳
به غمی چون دل بنستانی
از تو انصاف چون ستاند کس ۴
از تو هرچم بتر به روی رسید
خود به روی کس این رساند کس ۵
هم برین دل اگر بخواهی ماند
تا نه بس در جهان نماند کس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱ - جمالت عشق میافزاید امروز
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳ - جانا به غریبستان چندین بنماند کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.