خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر حیرت و ناتوانی عقل و فهم در برابر عظمت و قدرت خداوند است. جان و دل، با وجود عزت و ارزش خود، در برابر خداوند فروتن و مطیع هستند. دوستان و همراهان نیز، با وجود درد و رنجی که از جانب خداوند میبینند، او را شفابخش و نجاتدهنده خود میدانند و در زمان نیاز به او پناه میبرند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۲ - عالمی در ره تو حیرانند
عالمی در ره تو حیرانند
پیش و پس هیچ ره نمیدانند ۱
عقل و فهم ارچه هر دو تیزروند
چون به کارت رسند درمانند ۲
جان و دل گرچه عزتی دارند
بر در تو غلام و دربانند ۳
دوستان را اگرچه درد ز تست
مرهم درد خود ترا دانند ۴
ورچه فریادخوان شوند از تو
هم به فریاد خود ترا خوانند ۵
پیش و پس هیچ ره نمیدانند ۱
عقل و فهم ارچه هر دو تیزروند
چون به کارت رسند درمانند ۲
جان و دل گرچه عزتی دارند
بر در تو غلام و دربانند ۳
دوستان را اگرچه درد ز تست
مرهم درد خود ترا دانند ۴
ورچه فریادخوان شوند از تو
هم به فریاد خود ترا خوانند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۱ - زلفش اندر جور تلقین میکند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳ - گرد ترا دل همی چنان خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.