خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوقی است که با وجود رفتارهای ناعادلانه و جفا، شاعر همچنان به او وفادار است. شاعر از جفاهای معشوق شکایت میکند اما در عین حال، عشق و وفاداری خود را حفظ میکند. همچنین، شاعر به تأثیرات عشق و رفتارهای معشوق بر خود و دیگران اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۲۳ - هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند ۱
با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست
یارب چه کارها کند او گر وفا کند ۲
آزادگان روی زمینش رهی شوند
گر راه سرکشی و تکبر رها کند ۳
از کام دل رها کندش دست روزگار
آنرا که دست عشق وی از دل جدا کند ۴
از بس که کبریای جمالست در سرش
بر عاشقان سلام به کبر و ریا کند ۵
گر فوت گرددش همهٔ عمر یک جفا
خوی بدش قرار نگیرد قضا کند ۶
آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند ۱
با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست
یارب چه کارها کند او گر وفا کند ۲
آزادگان روی زمینش رهی شوند
گر راه سرکشی و تکبر رها کند ۳
از کام دل رها کندش دست روزگار
آنرا که دست عشق وی از دل جدا کند ۴
از بس که کبریای جمالست در سرش
بر عاشقان سلام به کبر و ریا کند ۵
گر فوت گرددش همهٔ عمر یک جفا
خوی بدش قرار نگیرد قضا کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۲ - هرکرا عشقت به هم برمیزند
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴ - نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.