خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهٔ ناپایداری دردها، اندوهها و عشق است. تأکید میکند که هیچ چیز در جهان پایدار نیست و همه چیز زودگذر است. همچنین، از عشق و محبت به عنوان چیزی که ممکن است باعث رنج شود، هشدار میدهد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند ناپایداری عشق و درد ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۱۷ - درد تو دلا نهان نماند
درد تو دلا نهان نماند
اندوه تو جاودان نماند ۱
از عشق مشو چنین شکفته
کان روی نکو چنان نماند ۲
آوازهٔ تو فرو نشیند
وز محنت تو نشان نماند ۳
گر با همه کس چنین کند دل
یک دلشده در جهان نماند ۴
از درد تو دل نماند و بیمست
کز بیرحمیت جان نماند ۵
از کار جهان کرانهای دل
کازار درین میان نماند ۶
آن سود بسم که تو بمانی
بل تا همه سو زیان نماند ۷
اندوه تو جاودان نماند ۱
از عشق مشو چنین شکفته
کان روی نکو چنان نماند ۲
آوازهٔ تو فرو نشیند
وز محنت تو نشان نماند ۳
گر با همه کس چنین کند دل
یک دلشده در جهان نماند ۴
از درد تو دل نماند و بیمست
کز بیرحمیت جان نماند ۵
از کار جهان کرانهای دل
کازار درین میان نماند ۶
آن سود بسم که تو بمانی
بل تا همه سو زیان نماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶ - طاقت عشق تو زین بیشم نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸ - در همه آفاق دلداری نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.