خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از انوری است که در آن شاعر به ناپایداری و بیوفایی جهان و روابط انسانی اشاره میکند. او بیان میکند که جهان و معشوق وفادار نیستند و هیچ چیز پایدار و قابل اعتماد نیست. شاعر توصیه میکند که از دلبستگی به دنیا و لذتهای آن دست بکشیم، زیرا این چیزها ارزش وابستگی ندارند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، مفاهیم ناپایداری و بیوفایی دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۷۶ - بدیدم جهان را نوایی ندارد
بدیدم جهان را نوایی ندارد
جهان در جهان آشنایی ندارد ۱
بدین ماه زرینش در خیمه منگر
که در اندرون بوریایی ندارد ۲
به عمری از آن خلوتی دست ندهد
که بیرون از این خیمه جایی ندارد ۳
به نادر اگر بازی راست بازد
نباشد که با آن دغایی ندارد ۴
نیاید به سنگی در انگشت پایی
که تا او درو دست و پایی ندارد ۵
به معشوق نتوان گرفتن کسی را
که تا اوست با کس وفایی ندارد ۶
بکش انوری دست از خوان گیتی
چنین چرب و شیرین ابایی ندارد ۷
جهان در جهان آشنایی ندارد ۱
بدین ماه زرینش در خیمه منگر
که در اندرون بوریایی ندارد ۲
به عمری از آن خلوتی دست ندهد
که بیرون از این خیمه جایی ندارد ۳
به نادر اگر بازی راست بازد
نباشد که با آن دغایی ندارد ۴
نیاید به سنگی در انگشت پایی
که تا او درو دست و پایی ندارد ۵
به معشوق نتوان گرفتن کسی را
که تا اوست با کس وفایی ندارد ۶
بکش انوری دست از خوان گیتی
چنین چرب و شیرین ابایی ندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵ - آرزوی روی تو جانم ببرد
گوهر بعدی:غزل ۷۷ - بتی دارم که یک ساعت مرا بیغم بنگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.