خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد هجران و جدایی از معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که تنها غم هجران معشوق است که او را آزار می‌دهد و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست. او از بی‌توجهی معشوق شکایت کرده و می‌گوید که حتی اگر جانش را فدا کند، باز هم معشوق به او توجهی نخواهد کرد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۲ - تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد

تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد
جز با غم هجر تو دلم کار ندارد ۱

بی‌رونقی کار من اندر غم عشقت
کاریست که جز هجر تو بر بار ندارد ۲

دارد سر خون ریختنم هجر تو دانی
هجر تو چنین کار به بیگار ندارد ۳

گویی که ندارد به تو قصدی تو چه دانی
این هست غم هجر تو نهمار ندارد ۴

با هجر تو گفتم که چه خیزد ز کسی کو
از گلبن ایام نه گل خار ندارد ۵

گفتی که چو دل جان بده انکار نداری
جانا تو نگوییش که انکار ندارد ۶

چون می‌ننیوشد سخن انوری آخر
یک ره تو بگو گفت ترا خوار ندارد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱ - دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شمارد
گوهر بعدی:غزل ۷۳ - به بیل عشق تو دل گل ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.