خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که در همه جای زندگی‌اش عشق حضور دارد و هیچ آرامشی از درد آن نمی‌یابد. با این حال، به صبر و امید به پایان رنج‌ها اشاره می‌کند و آرزو می‌کند که روزی کار عشق به سامان برسد.

متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی دارد. همچنین، مفاهیم رنج و صبر ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۷ - در همه مملکت مرا جانیست

در همه مملکت مرا جانیست
هر زمان پای‌بند جانانیست ۱

در کنارم به جای دمسازی
تا سحرگه ز دیده طوفانیست ۲

در کجا می‌خورد مرا غم عشق
در همه خانه‌ام یکی تا نیست ۳

یک دم از درد عشق ناساید
دادم انصاف رنج‌کش جانیست ۴

گفتم او را که صبر کن که به صبر
هر غمی را که هست پایانیست ۵

این همه هست کاشکی باری
کار او را سری و سامانیست ۶
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۶ ۷۴۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶ - عشق تو بی‌روی تو درد دلیست
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - مکن ای دل که عشق کار تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.