خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید. او از عشق به معشوق و رنجهایی که در این راه متحمل شده است، صحبت میکند و از بیتدبیری خود در برابر احساساتش مینالد. شاعر به عهدشکنی معشوق و فروختن خود در بازار عشق او اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۴۰ - بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
بازگشتم عاجز اندر کار او تدبیر چیست ۱
باز خون عقل و جانم ریخت اندر عشق او
دیدهٔ شوخکش خونخوار او تدبیر چیست ۲
باز بار دیگرم در زیر بار غم کشید
آرزوی لعل شکربار او تدبیر چیست ۳
پیش از این عمری به باد عشق او بر دادهام
بازگشتم عاشق دیدار او تدبیر چیست ۴
در میان محنت بسیار گشتم ناپدید
از غم و اندیشهٔ بسیار او تدبیر چیست ۵
شیوهٔ عهدش دگر با انوری بخرند باز
خویشتن بفروخت در بازار او تدبیر چیست ۶
بازگشتم عاجز اندر کار او تدبیر چیست ۱
باز خون عقل و جانم ریخت اندر عشق او
دیدهٔ شوخکش خونخوار او تدبیر چیست ۲
باز بار دیگرم در زیر بار غم کشید
آرزوی لعل شکربار او تدبیر چیست ۳
پیش از این عمری به باد عشق او بر دادهام
بازگشتم عاشق دیدار او تدبیر چیست ۴
در میان محنت بسیار گشتم ناپدید
از غم و اندیشهٔ بسیار او تدبیر چیست ۵
شیوهٔ عهدش دگر با انوری بخرند باز
خویشتن بفروخت در بازار او تدبیر چیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹ - هرکس که غم ترا فسانهست
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - دل بیتو به صدهزار زاریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.