خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و وفاداری سخن میگوید. او عشق را به عنوان زینت دل و دیدار معشوق را سرمایهای برای چشم توصیف میکند. شاعر همچنین از رنجهای عشق و جدایی میگوید و وفاداری را بالاتر از هر چیز میداند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۸ - عشق تو دل را نکو پیرایهایست
عشق تو دل را نکو پیرایهایست
دیده را دیدار تو سرمایهایست ۱
تیر مژگان ترا خون ریختن
در طریق عشق کمتر پایهایست ۲
از وفا فرزند اندوه ترا
دل ز مادر مهربانتر دایهایست ۳
بنده گشت از بهر تو دل دیده را
گرچه دل را دیده بد همسایهایست ۴
زان مرا وصلت به دست هجر داد
کز پی هر آفتابی سایهایست ۵
دیده را دیدار تو سرمایهایست ۱
تیر مژگان ترا خون ریختن
در طریق عشق کمتر پایهایست ۲
از وفا فرزند اندوه ترا
دل ز مادر مهربانتر دایهایست ۳
بنده گشت از بهر تو دل دیده را
گرچه دل را دیده بد همسایهایست ۴
زان مرا وصلت به دست هجر داد
کز پی هر آفتابی سایهایست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷ - جمالت بر سر خوبی کلاهست
گوهر بعدی:غزل ۳۹ - هرکس که غم ترا فسانهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.