خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از هجران معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق به معشوق، غم را نیز به همراه دارد و هجران معشوق، جان و جگرش را میسوزاند. شاعر از درد بیقراری هجران و انتظار فرج و رهایی از این درد سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، غم و هجران است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربههای زندگی دارد. بنابراین، مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان است.
غزل ۲۶ - ای یار مرا غم تو یارست
ای یار مرا غم تو یارست
عشق تو ز عالم اختیارست ۱
با عشق تو غم همی گسارم
عشق تو غمست و غمگسارست ۲
جان و جگرم بسوخت هجران
خود عادت دل نه زین شمارست ۳
جان سوختن و جگر خلیدن
هجران ترا کمینه کارست ۴
در هجر ز درد بیقرارم
کان درد هنوز برقرارست ۵
ای راحت جان من فرج ده
زان درد که نامش انتظارست ۶
در تاب شدی که گفتم از تو
جز درد مرا چه یادگارست ۷
عشق تو ز عالم اختیارست ۱
با عشق تو غم همی گسارم
عشق تو غمست و غمگسارست ۲
جان و جگرم بسوخت هجران
خود عادت دل نه زین شمارست ۳
جان سوختن و جگر خلیدن
هجران ترا کمینه کارست ۴
در هجر ز درد بیقرارم
کان درد هنوز برقرارست ۵
ای راحت جان من فرج ده
زان درد که نامش انتظارست ۶
در تاب شدی که گفتم از تو
جز درد مرا چه یادگارست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵ - ز عشق تو نهانم آشکارست
گوهر بعدی:غزل ۲۷ - یارب چه بلا که عشق یارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.