خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف احوال جهان و ناپایداری آن میپردازد. شاعر از تغییرات و ناپایداریهای جهان سخن میگوید و بیان میکند که رفتارها و اتفاقات جهان اغلب برخلاف انتظار است. او از طبیعت و عناصر آن مانند باد، آب و خورشید به عنوان نمادهایی برای بیان این ناپایداری استفاده میکند. همچنین، شاعر به شخصیتی به نام منصور سعید اشاره میکند که در هنر و دانش سرآمد بوده است.
این متن دارای مفاهیم فلسفی و انتزاعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
قصیده ۷ - احوال جهان بادگیر، باد!
احوال جهان بادگیر، باد!
وین قصه ز من یادگیر یاد ۱
چون طبع جهان باژگونه بود
کردار همه باژگونه باد ۲
از روی عزیزی است بسته باز
وز خاری باشد گشاده خاد ۳
بس زار که بگذاشتیم روز
چون گرمگهش بود بامداد ۴
تیغی که همی آفتاب زد
تیری که سمومش همی گشاد، ۵
بر تارک و بر سینه زد همی
اندر جگر و دیده اوفتاد ۶
در حوض و بیابانش چشم و گوش
مانده به شگفتی از آب و باد ۷
دیوانه و شوریده باد بود
زنجیر همی آب را نهاد ۸
این چرخ چنین است، بیخلاف
داند که چنین آمدش نهاد ۹
زین چرخ بنالم به پیش آن
کز چرخ به همت دهدم داد ۱۰
منصور سعید آن که در هنر
از مادر دانش چو او نزاد ۱۱
او بنده و شاگرد ملک بود
تا گشت خداوند و اوستاد ۱۲
وین قصه ز من یادگیر یاد ۱
چون طبع جهان باژگونه بود
کردار همه باژگونه باد ۲
از روی عزیزی است بسته باز
وز خاری باشد گشاده خاد ۳
بس زار که بگذاشتیم روز
چون گرمگهش بود بامداد ۴
تیغی که همی آفتاب زد
تیری که سمومش همی گشاد، ۵
بر تارک و بر سینه زد همی
اندر جگر و دیده اوفتاد ۶
در حوض و بیابانش چشم و گوش
مانده به شگفتی از آب و باد ۷
دیوانه و شوریده باد بود
زنجیر همی آب را نهاد ۸
این چرخ چنین است، بیخلاف
داند که چنین آمدش نهاد ۹
زین چرخ بنالم به پیش آن
کز چرخ به همت دهدم داد ۱۰
منصور سعید آن که در هنر
از مادر دانش چو او نزاد ۱۱
او بنده و شاگرد ملک بود
تا گشت خداوند و اوستاد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - بر هیچ آدمی دل نامهربان نداشت
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - کار من بین که چون شگفت افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.