خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوستش میخواهد که در مجلس بادهنوشی او را به یاد آورد و با یاد خود، دل غمگینش را شاد کند. او آرزو میکند که دوستش بیداد را کنار بگذارد و دادگری کند و او را از بندگی و رنجهایش آزاد سازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به بادهنوشی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۳۴۸ - در مجلس باده گر مرا یاد کنی
در مجلس باده گر مرا یاد کنی
غمگین دل من به یاد خود شاد کنی ۱
بیداد به یکسو نهی و داد کنی
وز بندگی و محنتم آزاد کنی ۲
غمگین دل من به یاد خود شاد کنی ۱
بیداد به یکسو نهی و داد کنی
وز بندگی و محنتم آزاد کنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - خاقانی اگر سر زدهٔ یار آیی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - سلطانی و طغرای تو نیکو رویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.