خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از گذر عمر و از دست دادن عزیزانش می‌گوید و از خدا می‌خواهد که به او آرامش دهد و جانش را که امانتی از سوی اوست، بازپس گیرد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۴ - خاقانی عمر گم شد، آوازش ده

خاقانی عمر گم شد، آوازش ده
دل هم به شکست می‌رود، سازش ده ۱

جان را که تو راست از فلک عاریتی
منت مپذیر، عاریت بازش ده ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۸۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۳ - صبح است شراب صبح پرتو در ده
گوهر بعدی:شماره ۲۹۵ - خاقانی را خون دل رز در ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.