خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد هجران و اشتیاق به وصال معشوق سخن میگوید. روزها در انتظار دیدار معشوق سپری میشود و شبها نیز آرامش ندارد. تنها زمانی که با معشوق است، قلبش آرام میگیرد.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۲۴۵ - روز از پی هجر تو بفرسود دلم
روز از پی هجر تو بفرسود دلم
شب در پی روز وصل نغنود دلم ۱
بس روز که چون روز روان بود دلم
تا با تو شب شبی بیاسود دلم ۲
شب در پی روز وصل نغنود دلم ۱
بس روز که چون روز روان بود دلم
تا با تو شب شبی بیاسود دلم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - ای کرده تن و جان مرا مسکن غم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - هر روز در آب دیدهاش مییابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.