خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که کشته شدن برای پاک شدن از گناه و افتادن بر درگاه معشوق برایش غمانگیز نیست. او معشوق را چشمه حیات و خود را ماهی خضر میداند که هر بار به سوی او بازگردد، زنده میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۴ - کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
غم نیست اگر بر درت افکنده شوم ۱
تو چشمهٔ حیوانی و من ماهی خضر
هرگه که به تو باز رسم زنده شوم ۲
غم نیست اگر بر درت افکنده شوم ۱
تو چشمهٔ حیوانی و من ماهی خضر
هرگه که به تو باز رسم زنده شوم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۳ - بیآنکه بدی بجای آن مه کردم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۵ - دل دل طلبید از پی ره دلجویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.