خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج خود میگوید و اظهار میکند که فرد بیدرد از حال او غافل است. او به عشق و محبت اشاره میکند و از عدالت و حق سخن میگوید، در حالی که دست باطل را در برابر حق ناتوان میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰۱ - ای درد چو بیدرد ز حالم غافل
ای درد چو بیدرد ز حالم غافل
بر گردن او بستهٔ مهری از دل ۱
بر سر دهمت خاک ز انصاف دمی
در گردن حق که دید دست باطل ۲
بر گردن او بستهٔ مهری از دل ۱
بر سر دهمت خاک ز انصاف دمی
در گردن حق که دید دست باطل ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - نه خاک توام به آدمی کردهٔ عشق
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - زرین چکنم قدح گلین آر ای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.