خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رفتن معشوق و اندوه ناشی از آن سخن میگوید. او چشم به راه بازگشت معشوق است و از نبود خبر او رنج میبرد. شاعر از ارتباط بین چشم و گوش برای دریافت خبر معشوق صحبت میکند و آرزو میکند کسی خبری از او بیاورد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. این مفاهیم بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که تجربههای عاطفی مشابهی داشتهاند.
شماره ۱۸۷ - او رفت و دلم باز نیامد ز برش
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش ۱
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوی آید زی چشم که دیدی دگرش ۲
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش ۱
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوی آید زی چشم که دیدی دگرش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - ای گشته به نور معرفت ناظر خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - خود را مپسند دل پسند همه باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.