خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که به دلیل عشق شدید، از همه چیز غافل شده و حتی آرامش خود را از دست داده است. دلش به دلیل نرسیدن به وصال معشوق، از پای درآمده و به سرگردانی افتاده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۲۸ - در راه تو گوشم از خبر باز افتاد
در راه تو گوشم از خبر باز افتاد
در وصل تو چشمم از نظر باز افتاد ۱
چون خوی تو را به سر نیفتاد دلم
از پای درآمد و به سر باز افتاد ۲
در وصل تو چشمم از نظر باز افتاد ۱
چون خوی تو را به سر نیفتاد دلم
از پای درآمد و به سر باز افتاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - تا عشق به پروانه درآموختهاند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - هرکس که ز ارباب عبادت باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.