خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از جدایی و دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که این دوری باعث رنج و بیماری او شده است. او آرزو دارد که بتواند معشوق خود را ببوسد، اما این آرزو برآورده نمیشود.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و رنجهای عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و ادبیات کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۲۶ - جانان شد و دل به دست هجرانم داد
جانان شد و دل به دست هجرانم داد
هجر آمد و تبهای فراوانم داد ۱
تب این همه تبخال پی آنم داد
تا بر لب یار بوسه نتوانم داد ۲
هجر آمد و تبهای فراوانم داد ۱
تب این همه تبخال پی آنم داد
تا بر لب یار بوسه نتوانم داد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - هرچند که از خسان جهان سیر آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - تا عشق به پروانه درآموختهاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.