خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از جدایی و دوری یار خود سخن میگوید و بیان میکند که این دوری باعث شده تا چشمهایش از غم پر از اشک شود. او وضعیت خود و یارش را عجیب توصیف میکند، جایی که او در دست باد است و یارش در دست باد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم شعری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۸۲ - تا یار عنان به باد و کشتی داده است
تا یار عنان به باد و کشتی داده است
چشمم ز غمش هزار دریا زاده است ۱
او را و مرا چه طرفه حال افتاده است
من باد به دست و او به دست باد است ۲
چشمم ز غمش هزار دریا زاده است ۱
او را و مرا چه طرفه حال افتاده است
من باد به دست و او به دست باد است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - خاقانی اسیر یار زرگر نسب است
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - از غدر فلک طعن خسان صعبتر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.