خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که عشق به لب معشوق بیش از هر بیماری او را آزار میدهد و هیچ چیز دیگری سزاوار توجه او نیست. حتی اگر لب معشوق مانند آب حیات باشد، باز هم شاعر مانند خضر به آن نیاز ندارد.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۵۹ - از عشق لب تو بیش تیمارم نیست
از عشق لب تو بیش تیمارم نیست
کالودهٔ لبهاست سزاوارم نیست ۱
گر خود به مثل آب حیات است آن لب
چون خضر بدو رسید در کارم نیست ۲
کالودهٔ لبهاست سزاوارم نیست ۱
گر خود به مثل آب حیات است آن لب
چون خضر بدو رسید در کارم نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - با یار سر انداختنم سود نداشت
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - گرچه صنما همدم عیسی است دمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.