خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و درد ناشی از عشق و جدایی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه این غم او را مانند شمع در بزم درد سوزانده و به گریه و سوز دل واداشته است. او اشاره میکند که پیش از این، گریه و سوز دل را نمیدانست، اما استاد تغافل (بیاعتنایی) این درس را به او آموخته است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴ - ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
چون شمع به بزم درد افروخت مرا ۱
من گریه و سوز دل نمیدانستم
استاد تغافل تو آموخت مرا ۲
چون شمع به بزم درد افروخت مرا ۱
من گریه و سوز دل نمیدانستم
استاد تغافل تو آموخت مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - دل خاص تو و من تن تنها اینجا
گوهر بعدی:شماره ۵ - عشق تو بکشت عالم و عامی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.