این متن به تغییرات ناگوار در جهان و طبیعت انسانها اشاره میکند. شاعر از ناپاکی و غمانگیزی جهان سخن میگوید و بیان میکند که وفا و صداقت از دلها رخت بربسته است. او همچنین از تبدیل شدن جهان به مکانی خطرناک و پر از افعیها (نماد شر و فساد) سخن میگوید، اما اشاره میکند که حتی خوردن این افعیها نیز ممکن است به تریاک (نماد تسکین) تبدیل شود. در نهایت، شاعر به خاقانی اشاره میکند که به واسطه سخنهایش به اوج رسیده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند افعی و تریاک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۵۱ - قصیده
طبع جهان بین که چه غمناک شد ۱
آخر گیتی است نشانی بدانک
دفتر دلها ز وفا پاک شد ۲
سینهٔ ما کورهٔ آهنگر است
تا که جهان افعی ضحاک شد ۳
گر برسد دست، جهان را بخور
زان مکن اندیشه که ناپاک شد ۴
افعی اگرچه سر زهر گشت
خوردن افعی همه تریاک شد ۵
رخصت این حال ز خاقانی است
کو به سخن بر سر افلاک شد ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.