خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ناپایداری و بیوفایی دنیا و روزگار اشاره دارد. شاعر از بیوفایی زمانه، ناپایداری زندگی، و فریبکاریهای دنیا شکایت میکند و بیان میکند که هیچچیز در این دنیا پایدار نیست و همه چیز در نهایت به پایان میرسد. او همچنین به بیوفایی دوستان و ناپایداری روابط انسانی اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی درباره زندگی و دنیاست که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
شمارهٔ ۴۰ - قصیده
هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد
هرگز ز شست چرخ خدنگی خطا نکرد ۱
خیاط روزگار به بالای هیچ کس
پیراهنی ندوخت که آخر قبا نکرد ۲
نقدی نداد دهر که حالی دغل نشد
نردی نباخت چرخ که آخر دغا نکرد ۳
گردون در آفتاب سلامت کرا نشاند
کآخر چو صبح اولش اندک بقا نکرد ۴
کی دیدهای دو دوست که جوزا صفت بدند
کایامشان چو نعش یک از یک جدا نکرد ۵
وقتی شنیدهام که وفا کرد روزگار
دیدم به چشم خویش که در عهد ما نکرد ۶
دهر اژدهای مردم خوار است و فرخ آنک
خود را نوالهٔ دم این اژدها نکرد ۷
بس کس که اوفتاد در این غرقه گاه غم
چشم خلاص داشت سفینهش وفا نکرد ۸
آن مهره دیدهای تو که در ششدر اوفتاد
هرگه که خواست رفت حریفش رها نکرد ۹
خاقانیا به چشم جهان خاک درفکن
کو درد چشم جان تو را توتیا نکرد ۱۰
هرگز ز شست چرخ خدنگی خطا نکرد ۱
خیاط روزگار به بالای هیچ کس
پیراهنی ندوخت که آخر قبا نکرد ۲
نقدی نداد دهر که حالی دغل نشد
نردی نباخت چرخ که آخر دغا نکرد ۳
گردون در آفتاب سلامت کرا نشاند
کآخر چو صبح اولش اندک بقا نکرد ۴
کی دیدهای دو دوست که جوزا صفت بدند
کایامشان چو نعش یک از یک جدا نکرد ۵
وقتی شنیدهام که وفا کرد روزگار
دیدم به چشم خویش که در عهد ما نکرد ۶
دهر اژدهای مردم خوار است و فرخ آنک
خود را نوالهٔ دم این اژدها نکرد ۷
بس کس که اوفتاد در این غرقه گاه غم
چشم خلاص داشت سفینهش وفا نکرد ۸
آن مهره دیدهای تو که در ششدر اوفتاد
هرگه که خواست رفت حریفش رها نکرد ۹
خاقانیا به چشم جهان خاک درفکن
کو درد چشم جان تو را توتیا نکرد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۹ - در ستایش صفوة الدین بانوی شروان شاه اخستان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۱ - قصیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.