خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به توصیف زیباییهای طبیعت و صبحگاه میپردازد. شاعر از آواز پرندگان، بوی خوش صبح، و زیباییهای طبیعت سخن میگوید و از خواننده میخواهد که از این لحظات لذت ببرد. همچنین، در بخشهایی از شعر به مفاهیمی مانند مینوشی و مستی اشاره میشود که میتواند نماد رهایی از دغدغههای دنیوی باشد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مینوشی و مستی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۳۹۲ - اذا ما الطیر غنت فیالصباح
اذا ما الطیر غنت فیالصباح
اجب داعی معاطاة الملاح ۱
هوا پر خندهٔ شیرین صبح است
بیار آن گریهٔ تلخ صراحی ۲
ارق فضلاتها فالارض عطلی
تحلیها بوشی او وشاح ۳
قبای صبح را مشکین زره زن
به موی زلف ترکان سلاحی ۴
سیر نوالدیک عن عینالسکاری
ویشدو کالسکاری و هو صباح ۵
صلاح از می سر رشته کند گم
صلائی درده ار مرد صلاحی ۶
کان الدار و الکاسات دارت
ریاض اللهو حفت بالاقاحی ۷
توئی تو راح را خاقانیا اهل
قفای عقل زن گر مرد راحی ۸
به شروان شاخ اخستان تیمن
تری سعدالسعود علیالنواحی ۹
اجب داعی معاطاة الملاح ۱
هوا پر خندهٔ شیرین صبح است
بیار آن گریهٔ تلخ صراحی ۲
ارق فضلاتها فالارض عطلی
تحلیها بوشی او وشاح ۳
قبای صبح را مشکین زره زن
به موی زلف ترکان سلاحی ۴
سیر نوالدیک عن عینالسکاری
ویشدو کالسکاری و هو صباح ۵
صلاح از می سر رشته کند گم
صلائی درده ار مرد صلاحی ۶
کان الدار و الکاسات دارت
ریاض اللهو حفت بالاقاحی ۷
توئی تو راح را خاقانیا اهل
قفای عقل زن گر مرد راحی ۸
به شروان شاخ اخستان تیمن
تری سعدالسعود علیالنواحی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۱ - دلم خاک تو شد گو باش من خون میخورم باری
گوهر بعدی:غزل ۳۹۳ - تعاطی الکاس من شان الصبوح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.