خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از جفا و بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود وفاداری خود، مورد بیمهری و ستم قرار گرفته است. او از داغهایی که معشوق بر دلش گذاشته و از خون دلش که بر لبش جاری شده، سخن میگوید. شاعر همچنین اشاره میکند که تمامی این جفاها را به خاطر رضای معشوق تحمل کرده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵۳ - تا لوح جفا درست کردی
تا لوح جفا درست کردی
سر کیسهٔ عهد سست کردی ۱
ای من سگ تو، تو بر سگ خویش
بسیار جفای چست کردی ۲
گفتی سگ من چه داغ دارد
آن داغ که از نخست کردی ۳
کشتیم درست و بر لب خویش
خون دل من درست کردی ۴
گفتی ز جفا چه کردم آخر
چندان که مراد توست کردی ۵
خاقانی بس کز اهل جستن
سر در سر کار جست کردی ۶
سر کیسهٔ عهد سست کردی ۱
ای من سگ تو، تو بر سگ خویش
بسیار جفای چست کردی ۲
گفتی سگ من چه داغ دارد
آن داغ که از نخست کردی ۳
کشتیم درست و بر لب خویش
خون دل من درست کردی ۴
گفتی ز جفا چه کردم آخر
چندان که مراد توست کردی ۵
خاقانی بس کز اهل جستن
سر در سر کار جست کردی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - دوست داری که دوستدار کشی
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.