خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و جمال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او باعث از دست دادن صبر و زهدش شده است. معشوق با گریه و ناله نزد شاعر میآید و از دوری او شکایت میکند. شاعر از زیبایی و جمال معشوق به حدی متأثر است که آن را آفریدهی خداوند میداند و به قدرت آفرینش او اعتراف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۲۴ - شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
هر چشم زد ز دستش داریم گوشمالی ۱
زنجیر صبر ما را بگسست بند زلفی
بازار زهد ما را بشکست عشق خالی ۲
با سرکشی که دارد خوئی چه تندخوئی
الحق فتاد ما را حالی چه صعب حالی ۳
امروز پیشم آمد نالان و زار و گریان
حالی بسوخت جانم کردم ازو سؤالی ۴
گفتم که ای نگارین این گریه بر چه داری
گفتا که بیجمالت روزی بود چو سالی ۵
یارب چه صورت است آن کز پرتو جمالش
هر دیدهای به رنگی بیند ازو خیالی ۶
خاقانی آفرین گوی آن را کز آب و خاکی
این داندآفریدن سبحانه تعالی ۷
هر چشم زد ز دستش داریم گوشمالی ۱
زنجیر صبر ما را بگسست بند زلفی
بازار زهد ما را بشکست عشق خالی ۲
با سرکشی که دارد خوئی چه تندخوئی
الحق فتاد ما را حالی چه صعب حالی ۳
امروز پیشم آمد نالان و زار و گریان
حالی بسوخت جانم کردم ازو سؤالی ۴
گفتم که ای نگارین این گریه بر چه داری
گفتا که بیجمالت روزی بود چو سالی ۵
یارب چه صورت است آن کز پرتو جمالش
هر دیدهای به رنگی بیند ازو خیالی ۶
خاقانی آفرین گوی آن را کز آب و خاکی
این داندآفریدن سبحانه تعالی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - خاک بغداد در آب بصرم بایستی
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - ای راحت جانها به تو، آرام جان کیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.