خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر ناامیدی و یأس از دنیا و مردم آن است. شاعر از دشمنی روزگار و بی وفایی مردم شکایت میکند و توصیه میکند که با مشکلات سازگار شویم و از آرزوهای دنیوی دست بکشیم. همچنین، او از دوستان ناباب و دشمنان پنهان ابراز ناراحتی میکند و در نهایت، از دنیا بریده و به خدا پناه میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، مضامین یأس و ناامیدی از دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۳۱۸ - روی درکش ز دهر دشمن روی
روی درکش ز دهر دشمن روی
پشت برکن به چرخ کافر خوی ۱
مردمی از نهاد کس مطلب
خرمی از مزاج دهر مجوی ۲
با بلاها بساز و تن در ده
کز سلامت نه رنگ ماند و نه بوی ۳
دود وحشت گرفت چهرهٔ عمر
آب دیده بریز و پاک بشوی ۴
اهل خواهی ز اهل عصر ببر
انس خواهی میان انس مپوی ۵
چند ازین یوسفان گرگ صفت
چند ازین دوستان دشمن روی ۶
دل خاقانی از جهان بگسست
باز شد رب لاتذرنی گوی ۷
پشت برکن به چرخ کافر خوی ۱
مردمی از نهاد کس مطلب
خرمی از مزاج دهر مجوی ۲
با بلاها بساز و تن در ده
کز سلامت نه رنگ ماند و نه بوی ۳
دود وحشت گرفت چهرهٔ عمر
آب دیده بریز و پاک بشوی ۴
اهل خواهی ز اهل عصر ببر
انس خواهی میان انس مپوی ۵
چند ازین یوسفان گرگ صفت
چند ازین دوستان دشمن روی ۶
دل خاقانی از جهان بگسست
باز شد رب لاتذرنی گوی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷ - از زلف هر کجا گرهی برگشادهای
گوهر بعدی:غزل ۳۱۹ - زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.