خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی شدید خود به معشوق سخن می‌گوید. او از دل‌سپردگی، غم و اندوه، و عشق بی‌پایان خود صحبت می‌کند و از معشوق به عنوان کسی یاد می‌کند که قلب او را تسخیر کرده است. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند عشق، عذاب، و تسلیم در برابر معشوق استفاده می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۲ - ای دل به جفات جان نهاده

ای دل به جفات جان نهاده
جان پیش‌کشت جهان نهاده ۱

شهری همه ز آهنین دل تو
قفلی زده بر دهان نهاده ۲

بر طرف لب تو جان عیسی
از نیل و بقم دکان نهاده ۳

از کوی سوار چون برآئی
شب‌پوش بر ابروان نهاده ۴

ترکان کمین غمزهٔ تو
یاسج همه بر کمان نهاده ۵

تو عاشق صید و تیغ بر کف
عشاق تو دل بر آن نهاده ۶

من پیش تو بر زمین نهم سر
کای پای بر آسمان نهاده ۷

اسب از در من مران و مگذر
هان نعل بهات جان نهاده ۸

خاقانی را در آتش عشق
نعل هوس از نهان نهاده ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۱ - ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
گوهر بعدی:غزل ۳۱۳ - ای زیر نقاب مه نموده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.